محمد مبینمحمد مبین، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

بهانه های زندگی

با یه ماه تاخیر...

سلام عسلای خاله خوبید خدارو شکر ببخشید یه تاخیر یه ماهه داشتم حالا میخوام یه کم از کاراتون بگم مبین جونم که دو هفته هست که سینه خیز میره تقریبا میشینه البته با کمک بالشت خیییییییییییلی هم خوش اخلاقه فدات بشه خاله سجاد جونم که همچنان در حال مدرسه رفتنه وخیلی هم شاگرد زرنگ و خوبیه تکالیف کتاباشو جلو جلو بدون کمک انجام میده اقا معلمت به باباییت گفته چرا به سجاد جلو جلو درس میدین و تکالیفش و جلو جلو انجام میده بابایی هم گفته بود ما وقت نمیکنیم رو تکالیف روزش نظارت کنیم چه برسه به جلو جلو درس دادن اقا معلمتون داشت شاخ در میووورد فدات داری حسابی جا پای بابایی جونت میذاری هاااااااا تیز هوش و زرنگ افرین خاله جون همیشه همینقدر پیشرفت داشته باشی عزییی...
29 مهر 1391

خداحافظ

سلام خاله جونیا خوبید خدا روشکر سجاد جونم که دیگه رفت مدرسه مبین جونمم که ٤ماهه شد فداش که ٢روز پیش واکسنش و زد البته با چند روز تاخیر خاله قربونت بره که درد کشیدی خاله جونا اگه خدا بخواد فردا دارم میرم کربلا خیلی برام دعاکنید شماها کوچولویید و دلاتون پاک به امید خدا یه هفته دیگه میام با کلی خاطره ی ناب گلهای خاله مامانتون و اذیت نکنید ها ااااااااااااااا وگرنه من میدونم باشما اگه خم به اروی ابجی جونم بیاد خلاصه حلالم کنید خیییییییییییلی دوستون دارم نفسای من روی ماهتون و میبوسم ...
25 شهريور 1391